تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
تحت پوشش خود قرار مىدهى ؟ فرمود : آنان كه مرا ياد مىكنند و من نيز آنان را ياد مىنمايم ، ( كسانى كه ) به خاطر من همديگر را دوست دارند و من نيز آنان را دوست مىدارم ، اينان كسانى هستند كه اگر بخواهم به اهل زمين ، بدى برسانم ، به ياد اينان كه مىافتم ، آن بدى را از اهل زمين به خاطر اينان دفع مىكنم » . چهاردهم - « شعيب انصارى و هارون بن خارجه » گويند : امام صادق - عليه السّلام - فرمود : 637 - « حضرت موسى - عليه السّلام - راه مىرفت و در اعمال بندگان ، نظر مىكرد ، به مردى رسيد كه بسيار اهل عبادت بود ، چون شب شد ، آن مرد درختى را كه در كنارش بود حركتى داد ، ديد در آن دو انار هست ، به موسى - عليه السّلام - گفت : اى بندهء خدا ! تو كيستى ؟ حتما بندهء صالحى هستى ، چون من مدتى است كه در اينجا هستم ولى در اين درخت بيش از يك انار نيافتم ، اگر تو بندهء صالح نبودى ، در آن دو انار يافت نمىشد . موسى - عليه السّلام - گفت : من مردى ساكن سرزمين موسى بن عمران هستم . چون صبح شد از آن مرد پرسيد : آيا عابدتر از خودت كسى را سراغ دارى ؟ گفت : بلى ، فلان كس . موسى - عليه السّلام - به طرف آن فرد به راه افتاد تا به او رسيد ، ديد از اوّلى بسيار بيشتر عبادت دارد ، وقتى كه شب شد ، دو قرص نان و آبى برايش آوردند ، گفت : اى بندهء خدا ! تو كيستى ؟ حتما بندهء صالحى هستى ، من مدتى در اينجا هستم ولى جز يك قرص نان برايم نمىآوردند ، اگر تو بندهء صالحى نبودى ، برايم دو قرص نان نمىآمد ، تو كيستى ؟ موسى - عليه السّلام - گفت : من مردى ساكن سرزمين موسى بن عمران هستم . آنگاه از آن مرد پرسيد : آيا عابدتر از خودت كسى را مىشناسى ؟