كرد ، همان حدّش خواهد بود . اگر كسى ماه مبارك رمضان را روزه گرفت ، حدّش را ادا كرده است اگر كسى حج را انجام داده ، حدّش را ادا نموده است ، اما « ذكر » اين گونه نيست ، خداوند سبحان در مورد ذكر ، به كم راضى نشد و براى آن حدّ و انتهايى قرار نداده است » .
آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمود :
- «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
« 1 » ، فلم يجعل اللَّه له حدّا ينتهى اليه » .
يعنى : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! خداوند را فراوان ياد كنيد و هر بامداد و شامگاه تسبيحش نماييد » .
« بنا بر اين ، خداوند متعال براى « ذكر » حد و انتهايى قرار نداده است » سپس فرمود :
- « و كان ابى كثير الذّكر ، لقد كنت امشى معه و انّه ليذكر اللَّه ، و اكل معه الطّعام و انّه ليذكر اللَّه ، و لو كان يحدّث القوم ما يشغله ذلك عن ذكر اللَّه ، و كنت ارى لسانه لاصقا بحنكه يقول :
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
، و كان يجمعنا فيأمرنا بالذّكر حتّى تطلع الشّمس ، و كان يأمر بالقراءة من كان يقرأ منّا و من كان لا يقرأ منّا امره بالذّكر »
. يعنى : « پدر من كثير الذكر بود ، با او راه كه مىرفتم ، ذكر خدا مىكرد . با او غذا هم كه مىخوردم ، ذكر خدا را داشت . و اگر با مردم هم سخن مىگفت : از ذكر خدا غافل نمىماند . خودم ديدم كه زبان مبارك حضرت به كامش چسبيده «
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
» مىگويد . ما را جمع مىكرد و دستور مىداد تا طلوع آفتاب ، ذكر داشته باشيم . به هر يك از ما كه توانايى قرائت قرآن را داشت ، دستور مىداد كه قرآن تلاوت كند و هر كس كه اين توانايى را نداشت ، دستور مىداد كه ذكر بگويد » .
هامش
( 1 ) سورهء احزاب ، آيهء 41 - 42 .