تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
شد . . . » . روايت شده است كه خداوند متعال در زبور حضرت داود - عليه السّلام - فرمود : 557 - « يا ابن آدم ! تسألنى لعلمى بما ينفعك ثمّ تلحّ علىّ بالمسألة فاعطيك ما سألت فتستعين به على معصيتى فاهمّ بهتك سترك فتدعونى فاستر عليك فكم من جميل اصنع معك و كم من قبيح تصنع معى يوشك ان اغضب عليك غضبة لا ارضى بعدها ابدا » . يعنى : « اى فرزند آدم ! از من درخواست مىكنى تا آنچه را كه من مىدانم برايت منفعت دارد به تو بدهم و اصرار نيز مىنمايى ، من هم آن را به تو مىدهم اما تو از آن در راه معصيت من كمك مىگيرى ، من هم پرده درى مىكنم و گناهانت را آشكار مىسازم كه تو دعا مىكنى و من نيز گناهانت را بر تو مىپوشانم ، پس چه كارهاى زيبايى كه من با تو انجام مىدهم و چه رفتار زشتى تو با من مىنمايى ، نزديك است آنچنان بر تو غضب كنم كه ديگر بعد از آن هرگز از تو راضى نگردم » . در آنچه بر حضرت عيسى - عليه السّلام - وحى شده ، آمده است : 558 - « و لا يغرّنّك المتمرّد علىّ بالعصيان يأكل رزقى و يعبد غيرى ثمّ يدعونى عند الكرب فاجيبه ثمّ يرجع الى ما كان عليه فعلىّ يتمرّد ام لسخطى يتعرّض ؟ فبي حلفت لآخذنّه اخذة ليس منها منجا و لا دونى ملجأ اين يهرب ؟ من سمائى و ارضى ؟ » . يعنى : « مبادا فريبت بدهد كه فردى با عصيان و گناه بر من گردنكشى مىكند و روزى مرا هم مىخورد ، اما بندهء غير من است ، با اين حال هر گاه در سختيها مرا بخواند اجابتش مىكنم ولى باز به همان تمرّد و گردنكشى سابقش باز مىگردد ، آيا در برابر من گردنكشى مىكند يا خشم مرا بر مىانگيزاند ؟ به خودم قسم ياد مىكنم كه آنچنان او را بگيرم كه راه گريزى نداشته ، غير از من پناهگاهى برايش نباشد ، كجا فرار مىكند ؟ از آسمان و زمين من ؟ » .