حضرت صادق - عليه السّلام - فرمود :
244 - يكى از اصحاب رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - دست تنگ شد ، همسرش گفت : نزد پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - برو و از او حاجتت را طلب كن ، آن مرد نزد حضرت آمده شنيد كه پيامبر اكرم مىفرمايد :
- « من سالنا اعطيناه ، و من استغنى اغناه اللَّه »
. يعنى : « هر كه از ما طلب كند او مىدهيم ، ولى كسى كه اظهار نياز نكند ، خداوند او را بىنياز مىسازد » .
آن مرد با خود گفت : حتما مقصود حضرت من بودم . آنگاه به سوى همسرش بازگشت و ماجرا را به اطلاعش رساند . زن گفت : رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بشرى است مانند ديگران ( از حال تو چه خبر دارد ) برو و وضع خودت را براى او بگو . آن مرد مجددا نزد حضرت آمد ، چون رسول حق - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - او را ديد ، همان جملهء سابق را بيان فرمود .
اين مرد ، رفت و آمد ، تا سه مرتبه اين كار تكرار گرديد و آن مرد كه صحنه را اين چنين ديد رفت و تبرى به عاريه گرفت و به طرف كوه روانه گرديد ، از كوه بالا رفت و قدرى هيزم جمع كرده به شهر آورد و به اندازهء پنج سير آرد ، آن را فروخت .
روز بعد مجددا به طرف كوه رفت ، اين بار هيزم بيشترى آورد و فروخت ، همين كار را تكرار كرد تا اينكه تبرى خريد ، پس از گذشت مدتى ، دو شتر و يك برده نيز خريدارى نمود تا اينكه داراييش زياد شد و روزگارش رو به راه گرديد ، سپس نزد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آمد ، ماجراى خود را به اطلاع حضرت رساند كه چگونه قصد ابراز نياز به محضر حضرت را داشت و از ايشان چه شنيد .
حضرت فرمود : من كه به تو گفتم هر كه از ما طلب كند به او مىدهيم ولى كسى كه اظهار نياز نكند ، خداوند او را بىنياز مىسازد .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص١٦٨