تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
« قلت : يا جبرئيل ، فما تفسير الزّهد ؟ قال : الزّاهد يحبّ ما يحبّ خالقه ، و يبغض ما يبغض خالقه ، و يتحرّج من حلال الدّنيا ، و لا يلتفت الى حرامها ، فانّ حلالها حساب و حرامها عقاب ، و يرحم جميع المسلمين كما يرحم نفسه ، و يتحرّج من الكلام فيما لا يعنيه كما يتحرّج من الحرام ، و يتحرّج من كثرة الاكل كما يتحرّج من الميتة الّتى قد اشتدّ نتنها ، و يتحرّج من حطام الدّنيا و زينتها كما يتجنّب النّار ان يغشاها و ان يقصر اماله و كان بين عينيه اجله » . - « گفتم : اى جبرئيل ! تفسير « زهد » چيست ؟ گفت : زاهد ، دوست دارد هر آنچه را كه خالقش دوست دارد و بد دارد هر آنچه را كه خالقش بد دارد . از حلال دنيا دورى مىكند و توجهى به حرامش ندارد ، چون حلالش حساب دارد و حرامش عقاب . بر هر مسلمانى ترحم مىورزد آنچنان كه بر خود ترحم مىكند ، همانطور كه از حرام پرهيز دارد از سخنان بيهوده و بىفايده نيز دورى مىكند . از پرخورى پرهيز مىنمايد چنان كه از مردارى كه بوى گندش شدّت يافته ، دورى مىكند . از نعمتها و زينتهاى دنيا دورى دارد آنچنان كه از فرا گرفتن آتش ، دورى مىورزد . آرزوهايش كوتاه و مرگ در برابر چشمانش حاضر است » . - « قلت : يا جبرئيل ، فما تفسير الاخلاص ؟ قال : المخلص الّذى لا يسأل النّاس شيئا حتّى يجد ، و اذا وجد رضى ، و اذا بقى عنده شيء اعطاه للَّه ، فان لم يسأل المخلوق فقد اقرّ للَّه بالعبوديّة ، و اذا وجد فرضى فهو عن اللَّه راض ، و اللَّه تبارك و تعالى عنه راض ، و اذا اعطاه للَّه فهو جدير به » . - « گفتم : اى جبرئيل ! تفسير « اخلاص » چيست ؟ گفت : مخلص ، كسى است كه از مردم چيزى طلب نمىكند تا آنكه خودش آن را بيابد و وقتى كه يافت ، بدان راضى است و اگر نزدش چيزى اضافه آمد ، در راه خدا مىدهد . درخواست نكردن او از ديگران ، خود اقرارى است به بندگى خدا و وقتى چيزى يافت ، بدان راضى مىگردد ( و از كم يا زيادش شكايت نمىكند ) هم او از خدا راضى است هم خدا از او . بخشيدنش در حالى است كه خود بدان نيازمندتر و سزاوارتر است » .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 160 | ابن فهد الحلي / غفارى ساروى