خود اوست ، اگر خواست رهايش مىكند ( و طلاقش مىدهد ) .
- دوّم : آن كه بر ديگرى حقى دارد و چيزى از او طلبكار است ، اما كسى را به عنوان شاهد قرار نداده ، آن بدهكار هم انكار نمود ، در اينجا اگر طلبكار بر عليه بدهكار دعا كند ، مستجاب نخواهد شد ، چون خداوند متعال امر كرده كه در وقت تحويل دين ، شاهد بگيريد و او اين فرمان الهى را ترك نموده است .
سوّم : فردى كه مالى دارد ، در خانه مىنشيند و حركت نمىكند تا آن مال را مىخورد ، آنگاه دعا مىكند ( كه خداوند به او روزى بدهد ) اين دعا نيز مستجاب نمىگردد » .
آنچه تا اينجا گفته شد ، تكليف عامهء مردم است ، اما بندگان خاص خدا ، آنان دو دستهاند .
دستهء اوّل : كه مكلّف به كسب و كارند .
دستهء دوّم : كسانى كه اهل توكل هستند .
براى شناخت اين دسته ، ناچار از شرح « توكل و ذكر » نمونههايى از متوكلين حقيقى هستيم :
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص١٥٤