تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
مىناميدند ، اين كتاب را براى رصدخانهء سمرقند نوشت و گويند كه با همان وسيله و ابزار مىتوانستند تقويم سيارات و عرض آنها ، همچنين دورى سيارات را در حال كسوف و خسوف تشخيص دهند و از ديگر امور مربوط به كسوف و خسوف آگاهى يابند . رسالة سلم السماء ، كه در آن از ابعاد اجرام سخن رفته و بحث شده است . رسالة المحيطية ، تهرانى و طوقان هر دو از اين كتاب ياد كرده‌اند و در اين رساله از كيفيت تعيين نسبت محيط دائره به قطر بحث شده است . طوقان از اسميت چنين آورده است كه اين نسبت به درجه‌اى نزديك به واقع است كه هيچ‌كس پيش از او آن را بيان نداشته است . همچنين اسميت اعتراف مىكند كه مسلمانان در عصر كاشانى بر اروپاييان در اتخاذ و عمل به روش اعشارى پيشى داشتند و به‌طور كامل بر كسور اعشارى آگاه بودند . رسالة الجيب و الوتر در هندسه ، مؤلف در كتاب خود مفتاح الحساب گويد : اين كار بر پيشينيان مشكل بود ، به طورى كه صاحب المجسطى گفته است راهى براى دانستن آن در دست نيست . مفتاح الحساب ، تهرانى و طوقان از اين كتاب نام برده‌اند و طوقان كتاب مفتاح الحساب را از مهم‌ترين كتابهاى كاشانى مىداند زيرا در اين كتاب به حل برخى از مسائل حسابى و اكتشافاتى جديد در اين زمينه نايل آمده است و صالح زكى صاحب آثار باقيه اين كتاب را آخرين كتاب مبسوطى مىداند كه توسط رياضيدانان شرقى نوشته شده است و صاحب كشف الظنون در مورد آن گفته است كه مؤلف از راه قوانين حسابى به مرحلهء نهايى و حقيقى اعمال هندسى دست‌يافت . اين كتاب مشتمل بر يك مقدمه و پنج مقاله است ، مقالهء اول در حساب صحيح ، مقالهء دوم در حساب كسرى ، مقالهء سوم در حساب منجمان ، مقالهء چهارم در مساحت و مقالهء پنجم در استخراج مجهولات است و اين كتاب مفيدى است كه با اين عبارت آغاز مىشود : « الحمد للّه توحد بابداع الآحاد . . . » . اين كتاب را براى الغ بيگ تأليف كرد و سپس آن را مختصر كرد و تلخيص المفتاح ناميد . برخى از دانشمندان همين كتاب تلخيص را شرح كرده‌اند . « 1 » استخراج حبيب درجة واحدة كه در ذيل مفتاح الحساب و با شرح قاضىزادهء رومى برچغمينى به سال 1360 هجرى قمرى در تهران به چاپ رسيده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ، ج 2 ، ص 479 . در اين ترجمه بر نوشتهء استاد طوقان در كتاب پرارزش خود تراث العرب العلمى ، صص 402 ، 404 ، 406 ، 408 اعتماد كرده و به الذريعة ، ج 1 ، ص 72 نيز رجوع كرده‌ام . ( 2 ) - الذريعة ، ج 1 ، ص 21