و خداوند مىخواهد همين قسمت را اثبات كند . يا در مقام اثبات حدوث انسان از طريق انى وجود محدث را اثبات مىكند ، « 1 »
خداوند مىفرمايد :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ ، لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً .
« 2 »
آيا بر انسان روزگارى گذشته است كه چيز قابل ذكرى نبوده ، ما انسان را از نطفهء مخلوط آفريديم ، او را شنوا و بينا ساختيم .
و مىفرمايد :
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ ، وَ فِي أَنْفُسِكُمْ ، أَ فَلا تُبْصِرُونَ ؟
« 3 »
در زمين نشانههايى براى مردم مؤمن و موقن وجود دارد ، در خود شما نيز هست ، مگر نمىبينيد ؟
در مورد تعدد خدايان آن را نفى كرده ، و با يك اسلوب منطقى اين احتمال را رد فرموده است :
لَوْ كانَ فِيهِما
- اى فى الارض و السماء -
آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
« 4 »
اگر در آسمان و زمين غير از خداى يكتا خدايى بود ، اوضاع زمين و آسمان برهم مىخورد .
در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ ، إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ ، وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ .
« 5 »
هامش
( 1 ) - در اصطلاح اهل منطق دليل يا انى يا لمى است . - م . برهان انى آن است كه معلول « حد اوسط » قرار گيرد و علت را كشف كند . يعنى از معلول پى به علت برده شود مانند : ( حسن « نالان » است - و هر « نالان » بيمار است - پس حسن بيمار است ) كه در اينجا از « نالانى » معلول ، پى به « بيمارى حسن » علت ، برده مىشود . اما در برهان لمى برعكس علت براى كشف معلول « حد اوسط » قرار مىگيرد چنان كه گويند : ( مركز زمين « گداخته » است - و هر چيز « گداخته » اى بسيار گرم است - پس مركز زمين بسيار گرم است ) كه گداختگى ، ( علت ) وجود حرارت بسيار در مركز زمين ، ( معلول ) را ثابت مىكند . ويراستار
( 2 ) - دهر ، 1 و 2
( 3 ) - الذاريات ، 20
( 4 ) - انبياء ، 23
( 5 ) - مؤمنون ، 91