است با شريعت مطهّرهء حضرت خاتم النّبيّين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و در زمان خروج او كفر و ظلم عالم را فرو گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذيّت باشند . و جمعى از مؤمنين نيز مستعدّ باشند از براى دفع ظلم ظالمين در آن حال سيّد حسنى استغاثه نمايد از براى نصرت دين آل محمّد عليهم السّلام ، پس مردم او را اعانت نمايند خصوصا گنجهاى طالقان ، كه از طلا و نقره نباشد بلكه مردان شجاع قوى دل و مسلّح و مكمّل كه بر اسبهاى اشهب سوار باشند و در اطراف او جمع گردند [ 1 ] و جمعيّت او زياد شود و به نحو سلطان عادل در ميان ايشان حكم و سلوك نمايد و كمكم بر اهل ظلم و طغيان غلبه نمايد و چون با اصحاب خود وارد كوفه شود به او خبر مىدهند كه حضرت حجّت اللّه مهدى آل محمّد عليه السّلام ظهور نموده است و از مدينه به كوفه تشريف آورده است ، پس سيّد حسنى با اصحاب خود خدمت آن حضرت مشرّف مىشوند و از آن حضرت مطالبهء دلايل امامت و مواريث انبياء مىنمايد .
حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد : به خدا قسم كه آن جوان آن حضرت را مىشناسد و مىداند كه او بر حقّ است و لكن مقصودش اين است كه حقيّت او را بر مردم و اصحاب خود ظاهر نمايد . [ 2 ]
پس آن حضرت دلايل امامت و مواريث انبياء از براى او ظاهر نمايد ، در آن وقت سيّد حسنى و اصحابش به آن حضرت بيعت خواهند نمود مگر قليلى از اصحاب او كه چهار هزار نفر از زيديّه باشند كه مصحفها و قرآن در گردن ايشان حمايل است و آنچه مشاهده نمودند از دلايل و معجزات آن را حمل بر سحر نمايند و گويند كه اين سخنان بزرگى و اينها همه سحر است كه به ما نمودهاند .
پس حضرت حجّت عليه السّلام آنچه نصيحت و موعظه نمايد ايشان را و آنچه اظهار اعجاز نمايد در ايشان اثر نخواهد نمود تا سه روز ايشان را مهلت مىدهد و چون
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 15 .
[ 2 ] بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 16 .