تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2122

مساهمون:

ص٢١٢٢
بشير است برو به مكّه و بشارت ده حضرت صاحب الأمر عليه السّلام را به هلاكت لشكر سفيانى ، و ديگرى را كه نذير است مىگويند برو به شام و به سفيانى خبر ده و بترسان او را . پس آن دو نفر به جانب مكّه و شام روانه گردند . چون سفيانى اين خبر را بشنود از شام به جانب كوفه حركت كند و در آنجا خرابى بسيار وارد آورد و چون حضرت قائم عليه السّلام به كوفه رسد آن ملعون فرار كند و به شام برگردد ، پس حضرت لشكر از عقب او فرستد و او را در صخرهء بيت المقدّس به قتل آورند و سر نحس او را بريده و روح پليدش را وارد جهنّم گردانند . [ 1 ]

چهارم : فرو رفتن لشكر سفيانى

است در بيداء كه ذكر شد . [ 2 ]

پنجم : قتل نفس زكيّه

است ، [ 3 ] و آن پسرى است از آل محمّد عليهم السّلام در ما بين ركن و مقام . [ 4 ]

ششم : خروج سيّد حسنى است

و آن جوان خوش صورتى است كه از طرف ديلم و قزوين خروج نمايد و به آواز بلند فرياد كند كه به فرياد رسيد آل محمّد را كه از شما يارى مىطلبند ، و اين سيّد حسنى ظاهرا از اولاد حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام باشد و دعوى بر باطل ننمايد و دعوت بر نفس خود نكند ، بلكه از شيعيان خلّص ائمّهء اثنى عشر عليهم السّلام و تابع دين حقّ باشد و دعوى نيابت و مهدويّت نخواهد نمود و لكن مطاع و بزرگ و رئيس خواهد بود و در گفتار و كردار موافق
هامش
[ 1 ] كفاية الموحدين ، ج 3 ، ص 402 . [ 2 ] نك : كمال الدين ، ص 649 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 203 ؛ كفاية الموحدين ، ج 3 ، ص 402 . [ 3 ] نك : كمال الدين ، ص 649 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 203 ؛ عقد الدرر ، باب چهارم ، فصل اول ؛ البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان ، ص 112 . [ 4 ] كفاية الموحدين ، ج 3 ، ص 403 .