( غريب ) به غرىّ غروب كرد ، و تاريخ فوتش مطابق شد با اين مصرع : قد غاب مهديّها جدّا و هاديها .
هشتم : نصر بن قابوس
[ 1 ] ( به قاف و باء يك نقطه و سين مهمله ) :
روايت مىكند از حضرت صادق موسى بن جعفر و حضرت رضا عليه السّلام ، و صاحب منزلت است نزد ايشان .
شيخ طوسى فرموده كه : وكيل حضرت صادق عليه السّلام بود مدت بيست سال و دانسته نشد كه او وكيل آن حضرت است ، و او مردى خيّر و فاضل بود ، [ 2 ] و شيخ مفيد در ارشاد او را از خاصّه و ثقات حضرت امام موسى عليه السّلام شمرده و او را از اهل علم و ورع و فقه از شيعهء آن حضرت گفته ، و روايت كرده از او نصّ بر حضرت رضا عليه السّلام را . [ 3 ]
و شيخ كشّى از او روايت كرده كه گفت : بودم در منزل حضرت ابو الحسن موسى عليه السّلام ، پس گرفت آن حضرت دست مرا و آورد مرا بر در اطاقى از خانه ، پس در را گشود ديدم پسرش على عليه السّلام را و در دستش كتابى است كه در آن نظر مىكند ، پس فرمود به من اى نصر ! مىشناسى اين را ؟
گفتم : آرى اين پسر تو است .
فرمود : اى نصر ! مىدانى چيست اين كتابى كه در آن نظر مىكند ؟
گفتم : نه .
فرمود : اين جفرى است كه نظر نمىكند در آن مگر پيغمبر يا وصىّ پيغمبر .
راوى گويد كه : براى نصر شكّ و ريب حاصل نشد در باب امامت تا آمد او را
هامش
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر نك : بهجة الآمال ، ج 7 ، ص 142 ؛ التحرير الطاوسي ، ص 288 ؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 269 ؛ رجال نجاشى ، ص 301 ؛ مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 177 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 19 ، ص 140 - 143 .
[ 2 ] الغيبة طوسى ، ص 210 .
[ 3 ] الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 248 .