تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1724

مساهمون:

ص١٧٢٤
تقى عليه السّلام فرمود : اى معمّر ! سوار شو ، گفتم : به كجا برويم ؟ گفت : سوار شو و كارى مدار . پس سوار شدم و با آن حضرت رفتم تا رسيديم به يك وادى يا زمين پستى فرمود كه اينجا بايست من ايستادم در آنجا تا حضرت آمد ، عرض كردم : فدايت شوم كجا بودى ؟ فرمود : به خراسان رفتم و همين ساعت پدرم را دفن كردم . [ 1 ] و شيخ طوسى در اعلام الورى روايت كرده از اميّة بن على كه گفت : در مدينه بودم و پيوسته به خدمت حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام مىرفتم در ايّامى كه حضرت امام رضا عليه السّلام در خراسان بود و اهل بيت حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام و عموهاى پدرش مىآمدند به خدمت آن حضرت و سلام مىكردند بر آن حضرت و تعظيم و تكريم آن جناب مىنمودند . پس روزى در حضور ايشان جاريهء خود را طلبيد و فرمود كه بگو به ايشان ( يعنى به اهل خانه ) كه مهيّا و آماده شوند براى ماتم ، پس چون متفرّق شدند با هم گفتند چرا نپرسيديم از آن حضرت ماتم كى ؟ چون فردا شد باز حضرت همان فرمايش را به آن جاريه فرمود ، آن جماعت سؤال كردند كه مهيّا شوند براى ماتم كى ؟ فرمود : براى ماتم بهترين اهل زمين . پس بعد از چند روز خبر رسيد كه حضرت امام رضا عليه السّلام در آن روز كه فرزند بزرگوارش امر به ماتم فرمود به عالم بقا رحلت كرده بود . [ 2 ]

[ اولاد امام عليه السّلام ]

( دوّم ) : آن كه علما براى حضرت امام رضا عليه السّلام فرزندى غير از امام محمّد تقى عليه السّلام ذكر نكرده‌اند ، بلكه بعضى گفته‌اند كه اولادش منحصر به آن حضرت بوده . شيخ مفيد فرموده كه : حضرت امام رضا عليه السّلام از دنيا رحلت فرمود فرزندى نداشت كه ما مطّلع باشيم بر آن جز پسرش امام بعدش ابو جعفر محمّد بن على عليه السّلام
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 310 . [ 2 ] اعلام الورى ، ص 334 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 310 به نقل از آن .