تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1699

مساهمون:

ص١٦٩٩
حضرت فرمود : راست گفتى در اين كه حجّت و دليل او بر نبوّتش اين بود كه آورد چيزهايى كه خلق قدرت بر مثل آن نداشتند ، آيا چنين نيست كه هر كه ادّعاى نبوّت كرد پس از آن آورد چيزى را كه خلق بر مثل آن قدرت نداشتند واجب است بر شما تصديق او ؟ گفت : نه زيرا كه موسى نظيرى نداشت به جهت آن مكانت و قربى كه نزد خدا داشت و بر ما واجب نيست اقرار و اعتراف بر نبوّت هر كسى كه ادّعاى پيغمبرى كند مگر آن كه مثل موسى معجزه آورد . حضرت فرمود : پس چگونه اقرار نموديد به پيغمبرانى كه قبل از موسى بودند و حال آن كه دريا را نشكافتند و از سنگ دوازده چشمه جارى نساختند و دست‌هاى ايشان مثل دست‌هاى موسى بيضا بيرون نياورد و عصا را اژدهاى رونده نكردند ؟ آن يهودى عرض كرد كه : من گفتم به تو كه هر وقت آوردند بر نبوّت خود علامات و معجزه را كه خلق قدرت نداشته باشد مثل آن را بياورند اگر چه معجزه‌اى بياورند كه موسى نياورده باشد يا آورده باشند بر غير آنچه موسى آورده واجب است تصديق ايشان . حضرت فرمود : اى رأس الجالوت ! پس چه منع كرده تو را از اقرار و اعتراف به نبوّت عيسى بن مريم و حال آن كه زنده مىكرد مردگان را ، و خوب مىكرد كور مادر زاد و پيس را ، و از گل مىساخت شكل مرغ و در آن مىدميد پس به اذن خداوند پرواز مىكرد . رأس الجالوت گفت : مىگويند چنين مىكرد و ليكن ما او را مشاهده ننموديم . حضرت فرمود : آيا گمان مىكنى آن معجزه‌هايى كه موسى آورد مشاهده كرده‌اى ، مگر نه اين است كه اخبارى از معتمدان اصحاب موسى به تو رسيده كه موسى چنين مىكرد ؟ عرض كرد : بلى . حضرت فرمود : پس عيسى بن مريم همچنين است ، اخبار متواتره آمده است