جعفر بن اسحاق بن موسى الكاظم عليه السّلام را به قتل رسانيد . [ 1 ]
( مؤلّف گويد ) : در انساب مجدى است كه مادر اسحاق بن الكاظم عليه السّلام امّ ولدى بوده لكن از روايتى كه در طب الأئمّه است معلوم مىشود كه مادر اسحاق نيز امّ احمد بوده و آن روايت چنين است كه اسحاق بن الكاظم عليه السّلام روايت كرده از مادرش امّ احمد كه گفت : فرمود : سيّد من ( يعنى موسى الكاظم عليه السّلام ) كه ، هر كه نظر افكند به خون خود در شاخ اوّل حجامت ايمن شود از واهنه تا حجامت ديگر . پرسيدم از سيّد خود كه واهنه چيست ؟ فرمود : درد گردن . [ 2 ]
و زيد [ 3 ] بن موسى عليه السّلام را زيد النّار مىگفتند به جهت آن كه در ايّام ابو السّرايا كه طالبيّين خروج كردند ، زيد به بصره رفت و خانههاى بنى عبّاس را در بصره بسوزانيد چنانچه در تتمّة المنتهى نگارش يافته . و چون ابو السّرايا مقتول گشت و اركان طالبيّين متزلزل شد ، زيد را مأخوذ داشتند و براى مأمون به مرو فرستادند مأمون او را به حضرت رضا عليه السّلام بخشيد و زيد زنده بود تا آخر ايّام متوكل بلكه زمان منتصر را نيز درك نموده او را منادمت نموده و در سرّ من رأى وفات كرد . و به قول صاحب عمدة الطّالب مأمون او را زهر داد و هلاك شد . [ 4 ]
و افعال زيد بر حضرت امام رضا عليه السّلام گران آمد و او را توبيخ و تعنيف بسيار فرموده ، و در روايتى حضرت قسم خورد تا زنده باشد با زيد تكلّم نفرمايد . و از فرمايشات آن جناب است كه به زيد فرمود : اى زيد ! آيا مغرور كرده تو را كلام سفلهء اهل كوفه كه گفتند : حضرت فاطمه عليها السّلام عفّت ورزيد پس حقّ تعالى آتش را بر ذرّيّهء
هامش
[ 1 ] مقاتل الطالبيين ، ص 437 .
[ 2 ] طب الائمة ، ص 58 .
[ 3 ] در انساب مجدى است كه مادر زيد امّ ولد بوده . و او را اولاد بسيار است از جمله امّ موسى بنت زيد النّار است كه در نهايت ورع و زهد بوده . مؤلف رحمه اللّه .
[ 4 ] عمدة الطالب ، ص 221 .