شاها
چه تو را سگى ببايد * گر من بوم آن سگ تو شايد
هستم سگكى ز حبس جسته * بر شاخ گل هوات بسته
از مدح تو با قلادهء زر * زنجير وفا به حلقم اندر
خود را به خردى كشيده از جل * پيش تو كشيده از سر ذلّ
خود را به قبول رايگانت * بستم به طويلهء سگانت
افكن نظرى بر اين سگ خويش * سنگم مزن و مرانم از پيش
و اقول ايضا :
عن حماكم كيف أنصرف * و هواكم لى به شرف
سيّدى لا عشت يوم أرى * فى سوى ابوابكم أقف