حضرت از شنيدن آن غش كرد . « 1 »
و روايت است كه حمران هرگاه با اصحاب مىنشست پيوسته با ايشان از آل محمّد عليهم السّلام روايت مىكرد ، پس هرگاه ايشان از غير آل محمّد چيزى مىگفتند ايشان را ردّ مىكرد به همان حديث از اهل بيت عليهم السّلام تا سه دفعه چنين مىكرد اگر به همان حال باقى مىماندند برمىخاست و مىرفت . « 2 »
مؤلّف گويد كه : قريب به همين از سيّد حميرى نقل شده از بعضى از اهل فضل « 3 » كه گفت : در نزد ابو عمر و علاء نشسته بوديم و مشغول به مذاكره بوديم كه سيّد حميرى وارد شد و نشست و ما مشغول شديم به ذكر زرع و نخل يك ساعتى ، سيّد برخاست . ما گفتيم : اى ابو هاشم ! براى چه برخاستى ؟ گفت :
انّى لاكره أن أطيل بمجلس * لا ذكر فيه لآل محمّد ص
لا ذكر فيه لأحمد و وصيّه * و بنيه ذلك مجلس قصف « 4 » رد
انّ الّذى ينساهم فى مجلس * حتّى يفارقه لغير مسدّد « 5 »
و پسران حمران ، حمزه و محمّد و عقبه تمامى از اهل حديثند .
هفتم : زرارة بن اعين شيبانى « 6 »
است
: كه جلالت شأن و عظمت قدرش زياده از آن است كه ذكر شود ، جمع شده بود در او جميع خصال خير از علم و فضل و فقاهت و ديانت و وثاقت ، از حواريّين
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 380 .
( 2 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 415 .
( 3 ) پسر ابو الاسود دؤلى . نك : الغدير ، ج 2 ، ص 243 .
( 4 ) پوسيده ، فاسد .
( 5 ) ديوان السيّد الحميرى ، ص 177 .
( 6 ) براى اطلاع بيشتر نك : رسالة فى آل اعين ؛ تاريخ آل زراره ، ص 35 ؛ اضبط المقال ، ص 511 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 218 - 257 ؛ مجمع الرجال ، ج 3 ، ص 25 - 51 ؛ اعيان الشيعة ، ج 7 ، ص 46 ؛ منتهى المقال ، ص 135 ؛ اتقان المقال ، ص 62 ؛ رجال نجاشى ، ص 125 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 438 ؛ رجال طوسى ، ص 123 و 201 و 350 ؛ رجال كشى ، ص 133 ؛ معالم العلماء ، ص 53 و مسند زرارة بن اعين ، چاپ جامعه مدرسين قم .