تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
و در بعضى روايات است كه چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متولّد شد ، ابو طالب او را بر سينهء خود گرفت و دست فاطمه بنت اسد را گرفته به سوى ابطح آمدند و ندا كرد به اين اشعار :
يا ربّ يا ذا الغسق الدّجىّ * و القمر المبتلج المضىّ بيّن لنا من حكمك المقضىّ * ما ذا ترى فى اسم ذا الصّبىّ
مضمون اين اشعار آن است كه : اى پروردگارى كه شب تار و ماه روشن و روشنى دهنده را آفريده‌اى ، بيان كن از براى ما كه اين كودك چه نام گذاريم ؟ ! ناگاه مانند ابر چيزى از روى زمين پيدا شد ، نزديك ابو طالب آمد ، ابو طالب او را گرفت و با على عليه السّلام به سينهء خود چسبانيد و به خانه برگشت ، چون صبح شد ديد كه لوح سبزى است در آن نوشته شده است :
خصّصتما بالولد الزكىّ * و الطّاهر المنتجب الرّضىّ فاسمه من شامخ علىّ * علىّ اشتقّ من العلىّ
حاصل مضمون آن كه : مخصوص گرديديد شما اى ابو طالب و فاطمه به فرزند طاهر پاكيزه پسنديده ، پس نام بزرگوار او على عليه السّلام است و خداوند علىّ اعلى نام او را از نام خود اشتقاق كرده است . پس ابو طالب آن حضرت را علىّ نام كرد و آن لوح را در زاويهء راست كعبه آويخت و چنان آويخته بود تا زمان هشام بن عبد الملك كه آن را از آنجا فرود آورد و بعد از آن ناپيدا شد . « 1 » و اخبار در باب ولادت آن حضرت و كيفيّت آن بسيار است و مقام را گنجايش بيش از اين نيست . و اين فضيلت از خصايص آن حضرت است ، چه ، اشرف بقاع حرم ، مكّه است و اشرف مواضع حرم ، مسجد است و اشرف موضع آن ، كعبه است و احدى غير از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در چنين مكانى متولّد نشده ، « 2 » و
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 199 ؛ بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 18 ؛ جلاء العيون ، ص 306 . ( 2 ) نك : الفصول المهمه ، ص 12 ؛ كفاية الطالب ، ص 407 ؛ المستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 483 ؛ سيره حلبى ، ج 1 ، ص 139 ؛ نزهة المجالس ، ج 2 ، ص 204 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 228 - 230 ؛ اسد الغابة ، ج 4 ، ص 31 .