جبرئيل از ابريق بهشت آب بر دست مباركش مىريخت و ميكائيل دستش را مىشست و اسرافيل دستش را از دستمال بهشت پاك مىكرد ، و طعام باقيمانده با ظرفها به آسمان بالا رفت .
و چون حضرت برخاست كه مشغول نماز شود جبرئيل گفت كه : در اين وقت نماز تو را جايز نيست ( معلوم است كه مراد نمازهاى نافله و مستحبّى است نه نماز فريضه ، چه دأب نبى و امام بر آن است كه نماز را مقدّم بر افطار مىدارند ) بايد كه الحال به منزل خديجه روى و با او مضاجعت نمايى كه حقّ تعالى مىخواهد كه در اين شب از نسل تو ذريّهاى طيّبه خلق نمايد .
پس آن حضرت متوجّه خانهء خديجه شد . و خديجه گفت كه : من با تنهايى الفت گرفته بودم ، و چون شب مىشد درها را مىبستم و پردهها را مىآويختم و نماز خود را مىكردم و در جامهء خواب خود مىخوابيدم ، و چراغ را خاموش مىكردم ، در اين شب در ميان خواب بودم كه صداى در خانه را شنيدم ، پرسيدم كه كيست در را مىكوبد كه به غير محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم ديگرى را روا نيست كوبيدن آن ؟ آن حضرت فرمود : اى خديجه ، باز كن در را كه منم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم .
چون صداى فرحافزاى آن حضرت را شنيدم از جا جستم و در را گشودم ، و پيوسته عادت آن حضرت آن بود كه چون ارادهء خوابيدن مىنمود ، آب مىطلبيد و وضوء تجديد مىكرد ، و دو ركعت نماز به جا مىآورد و داخل رختخواب مىشد .
و در اين شب مبارك سحر هيچ يك از اينها نكرد و تا داخل شد دست مرا گرفت و به رختخواب برد و چون از مضاجعت برخاست ، من نور فاطمه را در شكم خود يافتم . « 1 »
[ كيفيت ولادت ]
امّا كيفيت ولادت با سعادت آن حضرت چنان است كه شيخ صدوق رحمه اللّه به سند
هامش
( 1 ) العدد القوية ، ص 220 ؛ حياة القلوب ، ج 3 ، ص 255 - 256 .