تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم ! خداوند علىّ اعلى تو را سلام مىرساند و امر مىنمايد كه چهل شبانه روز از خديجه دورى اختيار كنى . پس آن حضرت چهل روز به خانهء خديجه نرفت و روزها روزه مىداشت و شبها تا صباح عبادت مىكرد . و عمّار را به سوى خديجه فرستاد و گفت : او را بگو كه اى خديجه ، نيامدن من به سوى تو از كراهت و عداوت نيست ، و ليكن پروردگار من چنين امر كرده است كه تقديرات خود را جارى سازد و گمان مبر در حقّ خود جز نيكى ، و بدرستى كه حقّ تعالى به تو مباهات مىكند هر روز چند مرتبه با ملائكهء خود و بايد هر شب در خانهء خود را ببندى ، و در رختخواب خود بخوابى ، و من در خانهء فاطمه بنت اسد مىباشم تا مدّت وعدهء الهى منقضى گردد . و خديجه هر روز چند نوبت از مفارقت آن حضرت مىگريست ، و چون چهل روز تمام شد ، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم ! خداوند على اعلى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه : مهيّا شو براى تحفه و كرامت من ، پس ناگاه ميكائيل نازل شد و طبقى آورد كه دستمالى از سندس « 1 » بهشت بر روى آن پوشيده بودند و در پيش آن حضرت گذاشت و گفت : پروردگار تو مىفرمايد كه : امشب بر اين طعام افطار كن . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : هر شب چون هنگام افطار آن حضرت مىشد مرا امر مىكرد كه در را مىگشودم كه هر كه خواهد بيايد و با آن حضرت افطار نمايد ، در اين شب مرا فرمود كه بر در خانه بنشين و مگذار كسى داخل شود كه اين طعام بر غير من حرام است ، پس چون اردهء افطار نمود طبق را گشود و در ميان آن طبق از ميوه‌هاى بهشت يك خوشهء خرما ، و يك خوشهء انگور بود و جامى از آب بهشت . پس از آن ميوه‌ها تناول فرمود كه سير شد و از آن آب آشاميد تا سيراب شد و
هامش
( 1 ) سندس : نوعى از ديبا و ابريشم .