هجرت كرد به مدينه و در بدر و احد حاضر بود و در احد جراحتى يافت و به آن زخم وفات كرد و بعد از او ، حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم زوجهاش امّ سلمه را تزويج فرمود .
و امّا عاتكه بنت عبد المطّلب ، پس او زوجهء عمير بن وهب بوده پس از آن زوجهء كلدة بن عبد مناف بن عبد الدّار شد .
و امّا صفيّه بنت عبد المطّلب ، پس او زوجهء حارث بن حرب بن اميّه بود و بعد از او عوّام بن خويلد ، برادر حضرت خديجه ، او را خواست ، و از وى زبير به هم رسيد . و روايت شده كه در وقت وفات حضرت عبد المطّلب اين شش دختر همگى حاضر بودند ، عبد المطّلب با ايشان فرمود كه بر من بگرييد و مرثيه بگوييد و بخوانيد كه قبل از مرگ بشنوم . پس هر يك قصيدهاى در مرثيهء پدر بگفتند و بخواندند ، عبد المطّلب آن مرثيهها را بشنيد آنگاه از جهان بگذشت .
و در ميان عموهاى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، حضرت ابو طالب و حمزه از همه افضل بودند .
و ابو طالب ، اسمش عبد مناف است و كنيتش ابو طالب چنان كه پدرش عبد المطّلب فرمود :
وصيت من كنية بطالب * عبد مناف و هو ذو تجارب « 1 »
و آن بزرگوار سيّد بطحاء و شيخ قريش و رئيس مكّه و قبلهء قبيله بود .
و كان رحمه اللّه شيخا جسيما و سيما عليه بهاء الملوك و وقار الحكماء .
گويند : به اكثم بن صيفى « 2 » حكيم عرب گفتند : از كه آموختى حكمت و رياست و حلم و سيادت خود را ؟
گفت : از حليف حلم و ادب ، سيّد عجم و عرب ؛ حضرت ابو طالب بن
هامش
( 1 ) سيرة ابن اسحاق ، ص 69 .
( 2 ) از حكماى عرب در عصر جاهلى بوده و در زمرهء معمرين بوده است نك : جمهرة النسب ، ص 269 ؛ الاعلام ، ج 2 ، ص 6 و البرهان كراجكى .