تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين

مقدمه

شكر و سپاس خدائى را كه آسمان را روشن و بستارگان منقش ساخت و زمين را جاى پيغمبران و صالحان گردانيد از بهر شناختن خود . پس زمين بر آسمان مفاخرت كرد بكون انبيا ( ص ) در خود و بكوههاى بلند مبادرت نمود . قادرى كه از رموز
وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً
بركات خود كه باران است ريزان گردانيد و لئالى قطره‌هاى نيكو در زندگى و مردگى از ابرها عنايت كرد و روح‌ها و استخوانهاى بعضى به تن‌ها و قدرى برگها وابند كرد . گاهى روح به بدن و اصل شد و زمانى بدن از وى فاصل « 1 » گشت بمقتضاى هجر و وصل . گاهى جسم‌هاى شهدا بسبب دوستى حق كشته شد و ساعتى روحهاى مؤمنان به حجاب نورانى پيوسته شد . و بدان اى سالك زمان كه همتهاى ايشان همچون لشكركشان در ميان كفار سير ميكنند زيرا كه مانند ستارگان روشن در زمين آتش بديو نفس ميزنند و درود فراوان و تحيات بىپايان از حضرت خداى جهان بر مهتر و بهتر اهل زمان و كافه عالميان كه اين ايت رحمت آمده است در شأن او كه
ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ .
سرور اوليان و آخريان و فاضلترين « 2 » پيرويان و پيشوايان « * » كه نامش
هامش
( 1 ) - جها : حاصل . ( 2 ) - نسخه مد از ابتدا تا اين كلمه را فاقد است بعبارة اخرى ورق اول نسخه مد ساقط شده است . ( * ) افضل السابقين و الاحقين ( شد الازار ) .