چون حسين عليه السّلام به عراق رفت ، هر روزى يك بار قاروره بديدمى و ببوييدمى و از بهر وى بگريستمى . تا آن روز كه حادثهء حسين عليه السّلام واقع شد ، بامداد بر آن قاروره نگاه كردم ، متغيّر شده بود . و به آخر روز به خلاف عادت با سر آن رفتم ، قاروره ديدم كه خون بسته شده بود و تمام سرخ شده . فرياد بر آوردم و بگريستم و اطهار نكردم ، از براى شماتت اعدا ، تا خبر نعى « 1 » وى برسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) - نعى : خبر مرگ آوردن .
( 2 ) - اعلام الورى / 217 ، كشف الغمّه 2 / 176 .