يقتله الفئة الباغية من بعدى . لا انالهم اللّه شفاعتى . اى اسماء ، خبر فاطمه نكنى ؛ كه وى قريبة العهد است به درد حمل و طلق ، طاقت اين خبر ندارد .
پس با على عليه السّلام گفت : وى را چه نام كردى ؟ گفت : نخواستم يا رسول اللّه كه بر تو سبقت برم ؛ و ليكن دوست دارم كه حرب نام كنم . رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : به نام وى من سبقت نبردم ؛ كه جبرئيل آمد كه :
تو را خداى تعالى سلام مىرساند و مىگويد كه به اسم پسر هارون بن عمران بر نه شبير . رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : زبان ما عربى است . گفت :
حسين . روز هفتم رسول صلّى اللّه عليه و آله دو كبش املح « 1 » براى وى عقيقه بكرد و حلق « 2 » سر وى و به وزن موى سر وى ، سوم به صدقه بداد . و ران كبش به قابله داد . « 3 »
امّ سلمه گويد : رسول صلّى اللّه عليه و آله شبى از ميان ما غايب شد زمان بسيار . پس بازآمد اغبر « 4 » اشعث « 5 » دست با هم گرفته .
امّ سلمه گويد : از آن حال غيبت پرسيدم . گفت : در اين شب مرا زمينى بردند به عراق كه آن كربلا نام است و مصرع فرزندم حسين نمودند با جماعت از اهل بيت و شيعهء ايشان . از جاى خونهاى ايشان بر خاك برچيدم .
و دست بگسترد و آن خاك به من داد و گفت : نگاه دار . آن خاك به رنگ سرخ بود .
امّ سلمه گويد كه : آن خاك در قاروره نهادم و سر آن محكم ببستم . تا
هامش
( 1 ) - املح : كبود ، آبى پررنگ .
( 2 ) - حلق : تراشيدن موى .
( 3 ) - اعلام الورى / 217 .
( 4 ) - اغبر : غبارآلود .
( 5 ) - اشعث : ژوليده موى .