ويْهِنْد : فارسي آن را « هند » خوانده گويد : شهرهاى « هند » عبارتست از : قامهل ، كنبايه ، سوباره ، سندان ، صيمور ، ملتان « جندرود » « بسمد » ، سپس مىگويد : اينست شهرهاى اين سرزمين . من از دانشمندى حكيم كه داستانسراى مجلسهاى شيراز واهواز مىبود وبه پرهيزكارى شهرت داشت ومدتها در آن شهرها مىزيست خواهش كردم ، آن بخشها را طورى گزارش نمايد كه بتوانم آن را در اين تصنيف بگنجانم ، وچنان برايم وصف نمايد كه گوئى آن را ديده باشم . ونيز از فقيهى ديگر از شاگردان [ فقيه ] أبو هيثم نيشابورى كه آن نواحي را درنورديده راههايش را شناخته بود پرسيدم ، پس من از گفتههاى اين دو چنين دريافتم كه « ويهند » قصبه است وشهرهايش « وذهان » ، « بيتر » ، « نوج » ، « لوار » « سمان » ، « قوج » مىباشد .
قَنَّوج : قصبه است * واز شهرهايش « قدار » ، « ابار » ، « كهاره » « بارد » ، وجين ، « اورهه » ، « زهوهر » ، « برهيروا » است . ولى فارسي هيچيك آنها را نياورده است .
مُلْتَان : نيز قصبه است ، واز شهرهايش « برار » ، « راماذان » ، « روين » ، « برور » است .
بَنَّجْپُور : قصبهء مكران است . دژى از گل گردش خندق دارد ، در ميان نخلستان است ودو دروازه بنام در « توران » ، در « تيز » دارد .
آبشان از نهر ، جامعشان در ميان بازار است . مردمى گنگ دارد ، از اسلام جز نام ندارند . زبانشان بلوچى « 1 » است .
تيز : در كرانهء دريا ، پر نخلستان داراى چند رباط نيكو وجامعي
هامش
( 1 ) متن : بلوصى .