زيبا است . مردم ميانه حالند ، نه دانشى ، نه خوشزبانى دارند ، ولى باراندازى معروفست .
قزدار : قصبهء توران در بيابان است . در دو سوى يك درهء خشكيده بىپل است . در يك سو فرمانروا در دژى زيست دارد ، وسوى ديگر « بودين » ناميده مىشود كه خانههاى بازرگانان وجاهايشان در آن است واين زيبا ودلگشاتر است . اين قصبه با آنكه كوچك است سودآور ومورد توجه كاروانهاى خراسان ، فارس ، كرمان وشهرهاى هند است ، ولى آبش بد است ، هر گاه آدمي بياشامد شكم أو سنگين شود ، فرمانروايشان دادگر وفروتن است . ساختمانها از گل ، از كاريزها كه در صحرا است مىآشامند بجز « كثرد » و « كيزكانان » كه نهر دارند « كثرد » چاهها دارد كشتزار هر دو شهر ديمى است . همگى گرمسيرند بجز « كثرد » كه سرد است وگاه يخبندان شود وبرف بارد . * منصوره : قصبهء [ خورهء ] سند ومركز اين سرزمين است . مانند دمشق [ ونيشابور ] ، ساختمانها از چوب وگل است . جامع آن با سنگ وآجر مانند جامع عمان بزرگ است با ديوارههاى نرده « 1 » .
چهار دروازه دارد : در دريا ، در توران « 2 » ، در سندان ، در « ملتان » . نهرى به دور شهر مىگردد . مردمى شايسته وجوانمرد دارد . اسلام را در آنجا شكوفايى هست ، دانش ودانشمندانش بسيار ، بازرگانى پر سود ، مردمش با هوش وزيرك وبخشندهاند . هوايش ملايم ، زمستانش آسان ، بارانش بسيار است ، ميوههاى متضاد دارد . ويژگيهاى شگفت ، گاوميشها
هامش
( 1 ) متن : سواري ساج .
( 2 ) متن : باب طوران