كه « دينور » « 1 » باشد . شهرهايش : « اسداواذ » ، « آوه » « بوسته » « 2 » ، « رامن » « به » ، « سيراوند » ، « روذراور » ، « طزر » است وناحيتهايش : « ماه كوفه » ، « ماه بصره » ، « ماسبذان » مىباشد .
أصفهان : در ميان احكام شرعي ، حكم اين شهر همانند حكم نيمخورد استر والاغ در فتواى پيران عراقي ما مىباشد ، كه مىگويند :
چون دو قاعدهء متضاد بر اينها صادق است ، ناچار بايستى در آنها احتياط رعايت واز هر قاعده نصيبي بأنها داده شود . چون اين دو حيوان از نظر همنشينى با آدمي مانند گربه هستند كه نمىتوان از نيمخورد آنها پرهيز كرد واز نظر حرام گوشت بودن مانند سگ هستند ، پس بايد از هر يك اين دو حكم نصيبي به آنها داده شود . همچنين است شهر أصفهان كه از نظر * لهجه وآداب ورسوم از اين سرزمين است واز نظر بخش بندى در ميان مرزهاى سرزمين فارس جا دارد ، پس ما ناچاريم از هر يك از دو سرزمين برايش نصيبي بدانيم . آرى سهم أصفهان از كوهستان در گزارش وتوصيف است وسهم آن از « فارس » در نقشهء زمين مىباشد .
اگر گفته شود : چرا آن را مانند گوشها در نظر شافعي نشمردى ؟
هامش
47 ) ياقوت گويد : ماه بصره به نهاوند وهمدان وقم گفته شده است ( ياقوت 4 : 405 :
15 ) زيرا كه خراج آن در حساب بخششهاى أهل بصره حمل مىشده است ( بلدان پ : 47 ) .
( 1 ) يعقوبي . بلدان پ : 45 ، ابن فقيه پ : 94 : 4
( 2 ) ن . ك : خردادبه 22 : 1 : بوسته وروذه .
5 - ياقوت 4 : 981 : 10