زورمندان وغوغا بسيار است ، مردم همواره در بدر وخانه به دوشاند .
تازه واردان چه عالي وچه دانى گرفتار سرما وبدى هوايند . آنچه گفتم بفهم ودركن !
مرزها وفهرست شهرها :
هر چه در سوى عراق باشد از مرز « كمره » « 1 » [ وهر چه در سوى خوزستان بود از سر پل ] « كوهستان » جاى گفتگو است [ وجزو نقشهايست - كه مطالب آن را محمد « 2 » در كتابهاى خود آورده است ] . دربارهء أصفهان نيز گفتگوئى گستردهتر [ آشكار وروشنتر ] دارم ، كه هر فقيه آن را بررسى كند خواهد فهميد به شرط آنكه جنجال نكند [ وبا قياس فقهى كشاكش راه نياندازد ] . واين نقشهء آنست . * من اين إقليم را بر سه خوره وهفت ناحيت بخش كرده ، أصفهان را نيز در آن نهادم بر روى نقشه كشيده ، گزارش آن را جداگانه [ با كوشش فراوان ] وبا مطالبى كه خواهيم ديد افزودم [ وآن را در نقشهء فارس گنجاندم ] .
نخستين خوره از سمت « رحاب » « 3 » ، « رى » وسپس « همدان » و « أصفهان » است . ناحيتها : « قم » ، « كاشان » « 4 » [ « دماوند » ] « كمره » « 5 » ،
هامش
( 1 ) متن : صيمره .
( 2 ) شايد محمد بن حسن شيبانى باشد كه در ص 152 : 11 از ديوانهايش ودر ص 164 : 2 از كتاب « اكراه » أو نقل شده است .
( 3 ) چ ع : 373 .
( 4 ) متن : قاشان .
( 5 ) متن : صيمره .