درازا دارد « 1 » وديگرى به فاصلهء يك شبانه روز راه در دريا است ، هر شب در بالاى آن درخششى ديده مىشود . در آنجا ياقوت نيز هست وبهترين نوعش آنست كه باد آن را آورده باشد . ودر آنجا گلى هست مشكين بوى .
وسه پادشاه در آنجا هستند « 2 » درخت كافور نيز در آنجا است كه سفيد است ودرازتر از آن * درختى ديده نمىشود . دويست مرد در زير آن سايه گيرند . پائين آن را سوراخ كنند وكافور همچون صمغ از آن بريزد ودرخت تباه گردد .
كلب : وپس از آن جزيرهء كلب است كه در آن كانهاى زر هست ، وخوراك ايشان نارگيل باشد ، مردمش برهنه وسفيد وزيبايند .
رمى : متصل بدان جزيرهء رمى « 3 » است كه درختهاى بقّم در آنجا غرس شود وميوهاش مانند خرنوب تلخ است ورگههايش پادزهر يك ساعته است .
اسقوطره : « 4 » جزيرهاى صومعة مانند است در درياى تاريك وآن مركز بارجهها ( دزدان دريائى هند ) است « 5 » كه كشتيها از آنها مىترسند ، وهمچنان در بيم بودند تا از آنها بگذرند . واين دريا مباركتر از درياى ديگر وخوش عاقبتتر از آن است .
هامش
( 1 ) ياقوت 3 : 83 : 21 ابن بطوطة درازاى آن را يازده وجب ديده است .
« سفر نامه پ 629 - 630 ، با قدمگاه امام در نيشابور ومقام إبراهيم در كعبه قابل مقايسه است .
( 2 ) قزوينى . همانجا . ص 42 .
( 3 ) رامى ، شلاهط . سيلانSumatraياقوت : 2 739 : 17 و 3 : 218 : 7 رامى ، ابن خردادبه : 65 : 1 .
( 4 ) سقطره وسقوطر . ( لغتنامه . س : 546 و 550 :Socotoraسقطرى .
( ياقوت 3 : 101 : 22 ، : وقزوينى 82 ) .
( 5 ) ياقوت 3 : 102 : 15