بزرگ ودر پشت كوه دور از جاده است « 1 » . [ يك بازار دارد وشهر ديگرش دوين است كه از آن كوچكتر مىباشد .
اسفند : كوچك وكم ميوه است ، جادهء مرو از ميانش مىگذرد شهري ندارد .
زام : بزرگ است ومىتوان بوزجان را شهر آن شمرد ولى من آن را دار [ نصر ] خواندم .
باخرز : مركز حبوب ومويز است ، پوشاك نيز صادر مىكند ولى كم نام است . شهر آن مالن آباد است .
خواف : كوچك ومركز مويز است . نام شهرش سلومك است .
زاوه : مانند پيشين است وشهري برايش نمىشناسم .
رِخّ : نيز كوچك است . نام شهرش تنفك است .
طوس : خزانه ( انبارى ) بزرگ وباستانى است كه در شمار روستاهاى نيشابور است ودر آن املاكى دارند كه كشت زارها وديمها وميوهستانها وكأنها دارد . پيرانى نيز از آن برخاستهاند . ولى دزدگاه ومركز ياغيان ، كوهها آن را در ميان گرفتهاند وراه بدان دشوار است ] . « 1 » طابران : بزرگترين شهرهاى طوس است بارو دارد من از دور آن را به يثرب همانند كردهام . بازار گرم ، پيران بزرگوار ، بازرگانان ودرآمدها بسيار دارد . جامع در بازار است وآن را ابن عبد الرزاق نقاشى كرده است كاريزها وچاههاى كم گود وپر آب دارد . نرخها ارزان
هامش
( 1 ) اين 15 سطر از نسخه بدلهاى پانوشت ص 319 چ عربى است ودر متن عربى بجاى آن چنين است : ديگر روستاها نيز آباد هستند .