ابيورد : « 1 » من آن را شگفت انگيزتر از نسا مىيابم با بازارى گرمتر [ ويا وضعي بهتر ] ، ارزانتر ، حاصل خيزتر ، آبشان از نهريست جامعشان در بازار است . بارويش ويران شده شهرش مهنه ورباطش كوفن است .
[ مهنه : كوچك است ، بارو ويك جامع ويرانه دارد .
كوفن : رباطى است كه بارو دارد با چهار دروازه . گويند : گرداگرد آن با خط منكسر يك فرسنگ است . مسجدى بزرگ در گوشهء آنست در مسجد نيز يك آب انبار ودو بركه هست . كاريزى با آب گوارا نيز دارند .
زوزن : دار يا شهركى بزرگ است در چهل فرسنگى مركز ، آباد است وپر از جولاهگان ولباده دوزانست .
بوزجان : كاخ است با شهركى بزرگ . برخى آن را تنها يك تپه مىشناسند واز كاخ نام نمىبرد . ولى آنچه من آوردم درستتر است ] .
قاين : قصبهء قوهستان است . نه شوخى دارد ونه ثروت ، كوچك وتنگ وآرام است . زبانشان وحشتناك وشهري كثيف ، درآمد اندك است ولى يك دژى بازدارنده دارد . بنام بعمان « 2 » بزرگ است . پارچه
هامش
( 1 ) بنام « باورد » بن « گودرز » است ( ياقوت 1 : 111 : 6 ) معرب باورد ( احياء الداثر : 7 ) .
( 2 ) يا نعمان ( ياقوت 4 : 23 : 3 ) به نقل از همين كتاب مقدسي