ايشان در همهء جهان مشهور ودر اسلام نامبردار است . آرى اينجا خزانهء مشرقين وتجارتخانهء خاور وباختر است . كالايش به هر سو برده مىشود .
پارچههايش درخششى دارند كه مردم عراق ومصر بدان خود آرائى مىكنند . ميوهها از هر سو به آنجا آورده مىشوند . مردم براي دانش وبازرگانى به آنجا مىآيند ، دروازهء سند وكرمان وفارس وبار انداز خوارزم ورى وگرگان است ، تابستانى خوش وپر يخ وزمستانى نرم دارد ، فصل مو آنجا دراز است . فقيهانش از أدب وعادلانش « 1 » از فرهنگ بىبهره نيند . هيچ روز بىمجلس مناظره نگذرد . سروران پيش مردان اين شهر كوچكند ، اشراف نزد بزرگانش پستند ، پيشوايانش امامان را گيج كردهاند ، محلههايش از شهركها بزرگتر ، شهرستانش از استان گستردهتر است . پس مانندش را در كشور اسلام نشان بده ! از أبو على علوي [ حسينى ] شنيدم كه به أبو سعيد جورى مىگفت :
تو پير محلهاى هستى كه اگر از نيشابور جدا بود ، شايستهء طبل وپرچم وفرمانده « 2 » مىبود .
در شيراز ، دربارهء آن از من پرسيده شد ، گفتم : چهل وچهار محله دارد كه برخى از آنها مانند نيمى از شيراز است ، همانند :
هامش
( 1 ) عدل يا عادلها مردمى بودند بىآلايش ويا با ظاهري وارسته كه براي دادن شهادت به دادگاهها آورده مىشدند . وكم كم قشرى مشخص از مردم با اين پيشهء مخصوص شناخته شده بودند .
( 2 ) داشتن فرمانده با پرچم ويژه وحق كوبيدن نقاره در يك يا سه يا پنج وقت در بيست وچهار ساعت ، درجه استقلال شهر را از نظر نظامى نشان مىداده است ، چنانكه منبر نماز آدينه واجراى حدود نشان درجهء استقلال قضائي بوده است ص 193 / 282 .