در بازار است .
قصر أحنف : نهر در كنار آنست ، جامعش در بازار مىباشد .
حسه « 1 » ، لوكرا « 2 » ، نيز آباد وپهناور هستند .
دربارهء مرو روذ وسرخس همان اشكال كه دربارهء غرج شار ياد كردم ديده مىشود . من بعد از اين آن را چنانكه شايسته است ياد خواهم نمود ، ودر اينجا تنها براي استحسان آن را با سرخس به مرو افزودم ، زيرا كه مرو مادر شهر سرزمين عجمان بوده وشايستهترين جا براي نسبت دادن مورد نزاع به آن مىباشد .
ايرانشهر : مركز اين سوى رودخانه وقصبهء نيشابور ، شهري مهم ومركزى آبرومند است كه همپايهاى در اسلام براي خواصى كه در آن گرد آمده است سراغ ندارم : بزرگى زمين وپهناورى آن ، گوارش آب ، نيرومندى هوا « 3 » فزونى دانشمندان وبزرگان وپيشوايان پىگير ، ميوه گوارا وبسيار ، گوشت خوب وارزان ، زندگانى مرفه وسودمند ، بازارهاى گشاد خانههاى بزرگ * آباديهاى گرانمايه باغهاى دلگشا ، خاك چسبنده ، ذوقهاى حساس ، مجلسهاى گرانقدر ، آموزشگاههاى با نظم ، ظرافت وشايستگى ، رسم وآئين گزيده ، هنر ومهارت . بازرگانى وعبادت ، همت ومردانگى ، بخشش وگذشت ، امانت ونگهدارى
هامش
( 1 ) بي نقطه .
( 2 ) لوكر ( ياقوت 4 : 370 ) .
( 3 ) متن وقوة الهواء ودر چ ع : 332 گويد : هوايش قويست وبه چربى خوردن نياز دارد .