پس من درست گفتهام . پس آشكار شد كه أو خود اشروسنه را مىخواهد وقصبه را مراعاة نكرد .
قواديان سه شهرك پرساختمان دارد ودر ميان آنها درههائى هست كه به جيحون سرازير مىشود كوهستانى خوش هوا است . بزرگترين شهرهايش چنيناند :
بيز : « 1 » است كه چندان بزرگ نيست جامعش در ميان بازار است دژى با چهار در دارد .
سكارا : نزديك كوه است در جامع آن در ميان شهر است .
اوزج : در كرانهء جيحون آباد وپاكيزه است .
بورم : دور ولى خوش هوا است ، نهرها وبركت وارزانى دارد .
( پايان سخن از خوره قواديان ) ختّل : « 2 » خورهايست بزرگ با شهرهاى بسيار . برخى آن را از بلخ مىشمرند كه اين نادرست است زيرا كه در پشت جيحون است ، پس نسبت آن به هيطل درستتر است . وبراي همين اختلافها من آنچه را در بالاى رودخانه است جدا آوردم تا استدل روشن باشد . ختل از جغانيان مهمتر وگستردهتر وداراى شهرها بيشتر وپر بركتتر است ، ودر مرزها سرزمين سند مىباشد . قصبهاش هلبك ناميده مىشود ، از
هامش
( 1 ) شايد : يوز ( بلدان يعقوبي پ : 65 )
( 2 ) ياقوت معرفى ختل را در ( 2 : 402 : 14 ) از همين جا نقل كرده است .