از آن نيست . پسرش على « 1 » نيز پيشاپيش آن كاخى ديگر ساخته وجلو در آن ميدانى * مانند ميدان بخارا هست كه در آن گوسفند مىفروشند .
شهر چهار دروازه دارد .
نوزوار : « 2 » كوچك است ، دژ وخندق ودرهاى آهنين دارد .
بزرگ راه شهر را به دو نيمه كند . دو دروازه ويك پل دارد كه شبها برداشته مىشود . دم دروازهء باخترى گرمابهاى هست كه در همهء اين سرزمين بىمانند است . جامع در بازار است وبجز اندكى همهاش سرپوشيده است .
زمخشر : كوچك است ، دژى وخندقى وزندانى ودرهاى آهنين دارد . پلهايش شبها برداشته مىشوند . جاده شهر را مىشكافد . جامع زيبايش در بازار است .
روزوند : گسترشى متوسط دارد ، در كنار جاده با خندقى محفوظ است ، جامعش كنار بازار مىباشد . از چشمه مىآشامند .
خيوه : بر لبهء بيابان ، دلباز در كنار نهر است . جامعي آباد دارد وهمچنين كرد رانخاس « 3 » وهزار أسب كه هر يك دروازههاى چوبين ويك خندق دارند .
هامش
( 1 ) على به سال 387 ه بجاى پدرش مأمون به پادشاهى خوارزم نشست وخواهر محمود غزنوى را به زنى گرفت . وپس از مرگ أو برادرش مأمون بن مأمون بجاى وى بنشست ( ابن أثير سال 387 ) .
( 2 ) براي ريشهء اين واژه ص 287 پ 1 .
( 3 ) براي ريشهء آن ص 287 : 2 .