از شهر ] چاههايش [ شيرين و ] نزديك هستند . [ اينست آنچه از جيحون وشاخههايش سيراب مىشوند ] .
گذرگاهها وشاخههايش « 1 »
اين رودخانه را گذرگاهها بسيار است ، ومن پس از بررسيها بيست وپنج تاى آنها را در غير بخش خوارزمي از سمت ختّل چنين بر مىشمرم :
ختّلان ، ميله ، اوزج ، در مرز قواديان ، كودى ، ترمذ ، ديگرى در پائين آن : ديگرى ، ديگرى ، كالف ، [ دية ] خوارزميان [ دية ] بخاريان ، بنگاه أبو وهب ، با بكر [ ؟ ] « 2 » ، كركوه ، كه نهرى نيز ميان اين دو هست ، رباط كه كساني مجاور آنند ، خواران ، شير ، نويده ، كه گذرگاه سمرقنديان است ، فرخونه ، برمادى « 3 » كه دية تازيان است ، ديگرى : جادهء خراسان فربر ، آمل ، سكاوى ، ما هي گيران ، سپس گذرگاههاى خوارزمي
هامش
( 1 ) ويراستگر دخويه در پانوشت از مطرزى چنين مىآورد :
گذرگاههاى جيحون وجايگاه گمركيان چنيناند : در غان كه مرز خوارزم است ، آمويه كه دژى نامبردار است ، كركو ، بلخ . ودر سمت بخارا كلات ، فوبر ، نرزم توديج ، ترمذ .
( 2 ) همين گونه بي نقطه است .
( 3 ) در چاپ عربى ، « برمادوى » است ( ص 292 : 9 ) كه گويا « برمادى ، و » درست باشد .