كه خاور نهر است جامع در ميان بازارها است ، بر ستونهائى از سنگ به بلندى يك قامت وبالاى آن نردهء چوبين است . كاخ اميرنشين در ميان شهر است . نهر كهندژ ايشان را ويران كرده . شهر چندين نهر دارد .
گرانمايه است ، دانشمندان ، اديبان ، خيرات ، بازرگانى دارد ، بنّايان ماهر ، قاريانى دارد كه در خوش آوازى ودر سنت خواندن وخوشرويى ودرستى روايت در عراق هم مانند ندارند . ولى در هر چند گاه * رودخانه بر آن مىخروشد ومردم ناچار عقب مىنشينند . كثيفتر از أردبيل است ناودانهاى بسيار در راهرو همگانى مىريزد . در خيابانها ادرار مىكنند پليديها را در گودال گرد آورى كرده سپس به كشتزارهاى حومه مىبرند .
يك بيگانه جز در روشنائى روز نمىتواند در كوچه راه رو ، وخود بوميان پاى بر كثافتها مىنهند وهمانگونه به نماز جماعت مىروند . طبع ايشان زمخت وبد اخلاق وبدخوراك ووحشى هستند .
غردمان : دژى وخندقى پر آب دارد . پهناى خندق يك پرتاب تير است ودو دروازه دارد .
ايخان : دژى وخندقى دارد . بر دروازههايش عرادهها هست [ يك دروازه پاى كوه دارد .
ارْزَخيوه : بر لب بيابان است . دژى دارد با يك در ، در پاى كوه [ دژى دارد وبر دروازههايش عرادهها هست ] .
نوكفاغ : دور آن نهرى از جيىون هست كه به بيابان مىرود .
بارو نيز دارد . وكرور بزرگتر ومستحكمتر از آن است .
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري )
ص٤١٦