قواديان : ناحيت مانندى است ، در كنار جيحون ، هنگام گزارش ناحيتهاى آن يادش خواهيم كرد . ديگر شهرهاى چغانيان نيز آبادان وخوش هوا هستند .
جيحون وكرانههايش
اين رودخانهء [ بزرگ ] خوارزم را مىشكافد وبه درياچهء خوارزم مىريزد [ از دجلهء بغداد ونيل مصر بزرگتر است ] خورههائى معتبر وشهرهاى بسيار در كنار آنست . شش نهر نيز بر آن مىريزد . خورههايش :
ختّل ، قواديان ، خوارزم مىباشند . شهرهايش ترمد ، كالف ، نويده « 1 » زم ، قوبر ، آمل . من همهء اينها را پيش از گزارش خورهء خراسان معرفى خواهم نمود ، زيرا كه برخى از مردم همهء اينها را ما وراء النهر مىنامند وديگر بخشهاى هيطل را تا مرز تاكستان نيز از بلاد عجم شمردند . وبرخى خوارزم را از هيطل وبزرگترين شهر آن در خراسان شمردهاند من از همهء آن سخنان به همين اندازه بسنده كردم .
خُوَارزْم : خورهايست در دو سوى جيحون . قصبهء بزرگ آن در سمت هيطل وقصبهء ديگر آن در سمت خراسان است . مردمش با مردم هر دو سو ، در آداب ورسوم ولهجه واخلاق ومنش اختلاف دارند .
خورهاى بزرگ با شهركهاى بسيار وساختمانهاى گسترده مانند كشور روم وسجستان وكازرون است . ساختمانها وباغها از يك ديگر فاصله
هامش
( 1 ) خ . ل : بژ شايد : نويزه ( ياقوت 4 : 826 ) .