پى گير است . جز دانشمند وتفسيردان اندرز گوئى نكند . در آنجا مالياتستان وعشريه گير ديده نمىشود . همه از دادگرى شاه خرسندند ودر امنيت وخوشى زندگى مىكنند ] ولى خانههايش تنگ ، آتشسوزيها بسيار ، پشه وموى كثافت فراوان ، گرما وسرمايش سخت چاهها شور ، آب نهر سنگين ، مستراحها بد وزمين وحشتزا است ، خانهها گران وتيمچهها اندوه بار ، بچه بازى آشكار است . آرى آنجا زباله دان ما وراء النهر وتنگناترين شهرهاى خاوران است .
ملتهائى بدانجا كوچيدهاند كه فساد وبد معاملگى را آشكار [ وربا را مباح ] كردهاند . در نماز وجماعت سستى مىنمايند ، نسلي بپا خاسته كه حرير وديبا پوشند ودر ظرفهاى زرين وسيمين مىآشامند ودين را سست گرفتهاند .
طَواويس : مهم است . بازارى سالانه دارد . بارويش ويران شده وجامع دور افتاده وبازارش دراز شده است . خيرات فراوان دارد .
زندنه در سمت شمال وآباديهايش بسيار است . يك دژ دارد كه جامع در آنست . حومهاش نيز آباد است .
خجاده : بزرگ است دژى دارد كه جامعي زيبا در آنست .
مغكان . بارو دارد وحومهاى زيبا پيرامن آن است . جامعي ظريف با آب روان وديههاى بسيار دارد .
بَمْجَكث « 1 » همانند آنست كه ياد كرديم . اين پنج شهرك در درون باروى شهرند .
هامش
( 1 ) ص 267 : 2 .