سمرقند ونواحي آن مبالغتها كرده ما را از تكرار آنها بىنياز كردهاند واگر ايشان همهء كشور اسلام را مانند سغد گزارش داده بودند ، من نيازى به تأليف چنين كتاب نداشتمى . باقي شهرهاى اين خوره در مرزهاى سرزمين سغد مىباشند ، وخوشى هوا وزيبائى آنها بىگفتگو مىباشد . ]
نُمُوجكَث « 1 »
قصبهء بخارا است كه همانند فسطاط است در سياهى گل وعفونت « 2 » وگشادگى بازارها ، وهمانند دمشق است در ساخت شهر وچگونگى سواد آن وتنگى خانهها وبسيارى بالكونهايش . قصبه در دشتى واقع شده وروز به روز در گسترش است . شهر آن پر ساختمان است [ در شهرهاى عجمان پر ساختمانتر وپرجمعيتتر از آن يافت نشود « 3 » ] هفت دروازهء آهنين دارد « 4 » به نامهاى : دروازهء نور ، دروازه حفره ، دروازهء آهنين ، دروازهء كهندژ ، دروازهء بنى سعد ، بنى أسد « 5 » دروازهء شهر ، كهندژ پشت اينست كه سلطان آن را در دست دارد وگنجينهها وزندانهايش در آنست
هامش
( 1 ) بومجكث ( حوقل 482 : 10 ) .
( 2 ) مانند اين توصيف در ص 200 : 1 گذشت .
( 3 ) حوقل 483 : 6 .
( 4 ) حوقل اين هفت دروازه را براي بخارا شمرده است ( ص 483 : 10 - 13 ) .
( 5 ) حوقل پس از باب بنى أسد گويد : وهمو « دروازهء شهر » است .