فراوان ، راه براي زندگانى مرفه باز است ، كالاها از راهها هر چند دور بدانجا آورده مىشود ، دانش فراوان وسينهها برايش باز است ، لشكريان سوار وپياده با پول فراوانند ، روستاها پرمايه ، شهركها زيبا ، بازرگانان وساكنانش با آبها ودرختها در تابستان بهشت دارند ، مردم أهل سنت وجماعتند ، نيكى وبخشش ، پىگيرى وكوشش دارند .
[ ذو القرنين آن را پايه نهاده ، خوش هوا ، زيبا ساخت ، فراخ جا است ] ولى تودهء مردم مانند هوايش سرد هستند ، با بيگانگان خشك رفتارند ، زمستان سخت دارند ، بر اميران مىشورند ، خودپسند وخودنما هستند دخترانش خوب وپسرانش بدند .
در كرانهء رودخانه در ميان سمرقند شهركى با چهار دروازه هست دروازهء چين ، دروازهء نوبهار ، دروازهء بخارا ، دروازهء كش .
[ تا آنجا كه من دانستهام ] ربض هشت كوى دارد بنامهاى : درب « 1 » غداود ، اشبسك ، سوخشين ، « 2 » افشينه ، كوهك ، ورسنين ، ديودد ، فرّخشيد . ساختمانها از گل وچوب است . [ خاكش خشك ولى هوايش سالم وبا بيگانه سازگار است . مردم آن مردانگى وگذشت دارند .
من فقيران دوره گرد را ديدم كه ايشان را مىستودند وكساني را كه سمرقنديان را بىوفا مىخوانند تخطئه مىكردند ] . * آبادترين جاى شهر راس الطاق است . جامع در شهرك نزديك كهندژ است ، وبيشتر بازارها در حومهاند . دور شهرك خندقى هست ،
هامش
( 1 ) حوقل بجاى درب ، باب آورده است .
( 2 ) اسبشك ، سوخشين ( حوقل : 494 ) .