[ جامع مانند پيكند بر تپه است ، زير آن مسجدى است كه ستونها از آجر دارد ] . * اشْتوركَت « 1 » : در گستردگى همانند پيشين است . بارو وآب روان وكاروانسراهاى زيبا دارد .
بناكث : همانند اشتوركث مىباشد ، مردمش ماجرا جويند ، بارو ندارد . جامع در بازار است .
جينانْجَ كَث : بارو ندارد ، ساختمانها از خشت وچوب است .
ديگر شهرها نيز نزديك به همين توصيفهايند ، آبهاى روان ودرختهاى سر درهم كشيده دارند .
تونْ كَث :
بزرگ وآباد در كنار پرتگاهى است . قصبهء ايلاق مىباشد وشهرهايش همه آبادند وخود شهر نصف بنكث است . يك كهندژ دارد كه اميرنشين است با يك ربض ( حومه ) جامع در بيرون شهر ، بازارها برخى در شهر وبرخى در حومهاند . از آب نهرى كه به شهر در مىآيد سيراب مىشوند . خوش آب وهوا ومستحكم مىباشد . دهقانى نيرومند دارد .
بونجكث :
قصبهء اشروسنه ، شهري بزرگ ، حاصلخيز ، پر آب ، پرجمعيت است وپيرامنش را باغها فرا گرفته . خانهها خوش ساخت همانند شاش است ولى اينان دلتر مىباشند وآشفتگى كمتر دارند . شهركى با دو دروازه دارد : دروازهء شهر ودروازهء بالا . جامع در شهرك است وكهندژ
هامش
( 1 ) ستوركث ( حوقل : 510 : 3 و 516 .