اردوا : كوچك است وشاه تركمنان در آنجا است وهميشه براي والى اسبيجاب پيشكشها مىفرستد . بارو دارد كه دور آن خندقى پر آب هست . خانهء شاه درون كهندژ است .
حرّان : بيشتر مردمش كافرند وفرمانروايشان مسلمان است .
بارو دارد ودر آن يك كهندژ هست كه دهقان « 1 » در آن زندگى مىكند .
وَلاسَكون : بزرگ وپرجمعيت وپر خيرات است ، ديگر شهر در بزرگى وآبادانى به يك ديگر همانند هستند . *
بنكْث :
قصبهء شاش با گسترش بسيار وخانههاى گشاد است ، كمتر خانهء بىباغچه وتاكستان وبىطويله يافت مىشود . خلاصهء سخن دربارهء آن اينكه شهريست كه نيكهايش جلو بديهايش را مىگيرد . خوبيهايش كم از بديهايش نيست ، خير وشر بسيار دارد ، زبان شيرين وورّاجى زشت با هم هست ، هيچ آبادي را بي ويراني نبينى ، هيچ راستى را بي كژى نيابى ، خوبى سنت را با زشتى تعصب ، فداكارى را با هرج ومرج دارند ، پشتيبانان سلطانند ومزاحم أو ، نيكانشان ارجمند و - بدكارانشان پستند ، دانش دوست ومذهبگرا هستند . كمان نيكو مىسازند ولى اطرافش را سست مىگذارند . خوشگل هستند ولى سرد مزاجند ، با شهامتند ، ولى إبله ، وهش دارند ولى زور مىگويند .
سردسير است ولى ميوه بسيار دارند . تنگ دستى وارزانى را با هم
هامش
( 1 ) مالك فئودال يا بزرگ كشاورزان را « دهقان » مىناميدند نه هر كشاورز را .