جنّابه ، رى ، قم ، أصفهان ، نشوى ديد .
خردمندترين مردمان را در هفت شهر عكبرا ، قطربّل ، عقرقوف ، رى ، أصفهان ، ماسبذان ، مهرجانقذق شناخت .
زيركترين مردم را در دو بخش شهر اسكاف « 1 » ، كسكر ، عبدسى « 2 » مرو ، رى يافت .
سلاح شناسترين مردم را در همدان ، حلوان ، أصفهان ، شهرزور ، خوارزم ، شاش ، اسبيجاب « 3 » يافت .
سبكترين آبها را در ده جا ديد : دجله ، فرات ، جيحون ، گنديشاپور ماسبذان ، قزوين وآب سورا وآب ذات المطامير ، آب فنجاى « 4 » .
فريبكاترين مردم را در يازده شهر يافت : خراسان ، أصفهان
هامش
( 1 ) ابن فقيه زيركترين مردم را در شش شهر دانسته دو اسكاف را بصورت اسكاف بالا واسكاف پائين آورده وبجاى مرو ورى « نفر » و « سمر » ياد نموده است ولى در متن عربى أحسن التقاسيم اقطن بجاى افطن آمده است .
( 2 ) معرب « افداسهى » ص 115 پ 2 ولى در متن عربى عبدس آمده است .
( 3 ) ابن فقيه سلاح شناسان را در چهار شهر دانسته خوارزم وشاش واسبيجاب را از اينجا انداخته است ودر عوص در ميان دو گروه « زيرگان » وسلاح شناسان گروه « حسودترين » مردم را در پنج جاى : « جرجرايا » ، « حلوان » « سحاران » ، « ماسبذان » « همدان » ياد نموده است .
( 4 ) ابن فقيه آب را چنين ياد كرده است : دجله ، فرات ، گندىشاپور ، ماسبذان ، بلخ ، سمرقند ، قزوين : آب سورا ، كه چشمهايست در كرمانشاهان ، ذات المطامير ، فنجاى ، دهكدهء برف ماسبذان ( ابن فقيه : پ 26 ) طبري نيز از ( جشمهء « فتح جاه » ياد كرده است ( ع 2 : 1219 پ 3837 ) .