نهاوند « 1 » ، خوارزم ، قاليقلا يافت .
وبا خيزترين آنها را بند نيجين ، جرجان ، خواررى كش « 2 » برزعه زنجان يافت .
قحطزدهترين « 3 » بخش آن را : ميسان ، دشت ميسان ، باد رأيا ، باكسايا ، ماسبذان ، رى أصفهان يافت .
بخيلترين مردمان را در خراسان ، أصفهان ، أردبيل « 4 » ، بادرايا ، باكسايا ، استخر ، شيراز ، فسا يافت .
از همه جاى آن حاصل خيزتر را : ارمينيه ، آذربايجان ، گور مكران « 5 » ماه كوفه ، ماه بصره ، ارجان ، دورق يافت .
واز همهء مردمان زيباتر « 6 » را در مداين كلواذى ، سابور ، استخر
هامش
( 1 ) ابن فقيه سردترين آنها را شش شهر دانسته ويكى از آنها را « رود جوانق در نهاوند » ياد كرده وآن درستتر است .
( 2 ) ابن فقيه وباخيزترين شهرها را شش جا دانسته وبجاى « كش » مىگويد :
رودخانهء ماستر كه شاپور خواست است .
( 3 ) ابن فقيه بجاى قحط زده « كم باران » آورده وآنها را هشت جا دانسته و « كلتانيه » ( شايد : كلدانيه ) را بدان افزوده است .
( 4 ) ابن فقيه بخيلترين را در نه شهر دانسته وپس از أردبيل « ماسبذان » را افزوده است :
( 5 ) ابن فقيه ده شهر را پرنعمتترين خوانده وكرمان ودستبى را پس از مكران افزوده است .
( 6 ) ابن فقيه ايشان را كاملترين مردم خوانده ودر ده شهر دانسته وحيره را بيش همه نام برده است .