را به واسط مانند كردم ، ولى ميان اين دو پل وجود ندارد وبا كشتى از ابن بدان سو مىشوند .
حلوان : شهري در سمت صعيد است ، غارها وبريدهها * وشگفتىها دارد . يك گرمابه دارد كه در بالايش گرمابهء ديگر « 1 » است . ديگر شهرها همگى در كرانهء رود سراسرى نيل وكرانهء دو شاخهء آن مىباشند .
أسوان : قصبهء صعيد ، در كرانهء نيل ، آبادان وبزرگ است . آتشگاهى ( مناره ) بلند ونخلستان وكرمستان بسيار ، وبازرگانى ودرآمد دارد ومادر شهر بشمار مىرود .
اخميم : شهري پر نخل بر يكى از شاخههاى نيل داراى كرمستان وكشتزارها است . ذو الفون زاهد معروف « 2 » از آنجا است . اين خوره بلند - ترين زمين مصر است ونيل از آنجا برخيزد .
فيّوم : گرانقدر وداراى كشتزار برنج خوب وكتاني پست وديههاى گرانمايه بنام جوهريات مىباشد .
علّاقى : شهري در پايان خوره ، كنار راه عيذاب است .
واحات : خورهاى پر درخت وكشتزار بوده وتا به امروز نيز أنواع ميوه وگوسفند وچارپايان وحشى در آن يافت مىشود . به دشت سودان چسبيده وهم مرز سرزمين مغرب است ، برخى اين را جزو آن مىشمرند .
تنّيس : در ميان درياى روم ورودخانهء نيل درياچهاى هست كه
هامش
( 1 ) در چ ع 211 نيز از گرمابهء دو طبقه گفتگو هست .
( 2 ) ابن حوقل چ ليدن 1938 ص 159 : 3 ، استخرى ع 53 : 12 پ 56 : 10 .