جاى مصر است وزقاق القناديل « 1 » سمت چپ آنست ، كه نمىدانى زقاق القناديل چيست ! جامع فوقانى را بنى طيلون ساختهاند ، بزرگتر وروشنتر از جامع سفلانى با ستونها از [ آجر با ] ساروج سفيد كارى شده است ، در ميان آنها گنبدى همچون گنبد زمزم است . سقا خانهاى نيز در كنار نهر دارد . چند بيرونى ويك خانهء زيبا در پشت آنست . يك مناره سنگى نيز كه پلههايش از برونست دارد [ كه موقعيتى زيبا دارد ] . در ميان دو جامع پائين وبالا ، مسجد عبد اللّه است كه به اندازهء كعبه ساخته شده است . توصيف كردن بازارهايش سخن را بدرازا مىكشاند .
[ در جزيره يك جامع ودر جيزه يكى ديگر هست . در بيرون شهر جائى هست كه گنبدهاى بسيار وسقاخانهها دارد وقرافه ناميده مىشود .
جامعي دارد كه خانم أم المغربي آن را ساخته است ، در كنار جزيره نيز جائى بنام مختاره هست كه چند نزهتگاه از شاهان مصر ويك جامع در آنست ، يكى نيز در قاهره هست كه با اين مىشود هفتا . قاهره دور از شهر بوده ولى امروز ساختمانهايش به شهر پيوسته وشهر بزرگتر از بغداد شده است ] « 2 » فسطاط امروز بزرگترين شهرهاى اسلام وفخر آورترين وپر جمعيتترين آنها است وبا اين شلوغى باز هم من در آنجا نان سفيد را
هامش
( 1 ) ياقوت : 2 : 937 : بخش اشرافنشين فسطاط بوده است .
( 2 ) آنچه ميان دو كروشه [ ] از پانوشت چ ع 199 ، آوردهام با كمي اختلاف در صفحهء بعد آمده است . نزهتگاه كه در اينجا به « ملوك مصر » نسبت داده شده ، در آنجا به أمير المؤمنين منسوبست كه شيعيگرى أو را نشان مىدهد . در آنجا از « قرافه » نيز ياد نشده است . البتة قرافه در چ ع 209 ياد خواهد شد .