مىدهند ! مردم بالاى قصبه [ فسطاط ] ومردم صندفا شيعي هستند .
مذهبهاى ديگر نيز در فسطاط آشكار است . محلهاى ويژهء كرّاميان هست .
معتزليان وحنبليان نيز آوازهاى دارند . ولى فتواى رسمي امروز ، به مذهبهاى فاطمى است كه در بخش مغرب ياد خواهيم نمود .
قرائت : همهء هفت قرائت نزد ايشان بكار مىرود ، ولى قرائت ابن عامر كمتر از ديگران [ ونافع مشهورترين آنها است ] وقتي ابن عامر را براي أبو طيب بن غلبون خواندم ، گفت : اين قرائت را رها كن كه كهنه شده است ! گفتم : بما مىگفتند : هميشه به دنبال كهنه برويد ! گفت : پس بخوان ! [ سپس ] قرائت أبو عمر را * بر وى خواندم . أو گفت : را را در دو واژهء مريم وتورات كلفت تلفّظ كن ! قرائت معروف وپسنديده نزد ايشان قرائت نافع است .
از شيخى در جامع سفلانى شنيدم كه مىگفت : هيچ پيشنماز در اين محراب نه ايستاد مگر كه در فقه ، مالكي ودر قرائت ، پيرو نافع مىبود ، به استثناى اين مرد - ابن خيّاط - گفتم : چرا ؟ گفت : زيرا كه ما از أو بهتر كسى نيافتيم ، أو ( در فقه ) شافعي و ( در قرائت ) أبو عمرى است ، من در اسلام از وى خوش آوازتر نيافتم .
زبان مردم اين سرزمين عربى ولى سست است . أهل ذمه همگى به قبطي سخن گويند .
اقتصاد : اين سرزمين بازرگانى است ، پوستهاى خوش پرورده ، نرم وكلفت ، باز دارندهء آب ، آستريهاى سرخ ، كفشهاى هم لخت « 1 »
و
هامش
( 1 ) متن : الهملختات . نسخه بدل : الهملخيات . نوعي كفش است . در چ ع 443 : 10 نيز هست .