از نصيبين : شاه بلوط ، وآن چيزى بزرگتر از فندق است وخوشمزهتر ، اما گرد نيست ، خشكهبار « 1 » ، ترارو ، دوات ، كوزه . از رقه : صابون ، زيت ، قلم . از حرّان : قبّيط « 2 » : عسل زنبور ، پنبه ، ترازو [ شاهين ] . از جزيره : گردو ، بادام ، روغن ، أسب تازى . از حسنيه : پنير ، كبگ ، جواجيق « 3 » ، ماست « 4 » ، خشكهبار « 1 » ، مويز . از معلثايا : شير ، ذغال ، انگور ، ميوهء تازه [ كنجد ] شاهدانه ، تناب ، نمكسود . از بلد : سر شير « 5 » در ديگ در كپه ، هر ديگ پنج منى را به پنج دانق فروشند « 6 » از رحبه « 7 » : گلابى خوب وخوشمزه از آمد : پارچه پشمين وكتان رومى ، همانند كار سيسيل .
ويژگيهاى اين سرزمين : أسب ، صابون ، زنجير ، تسمه ، فتاب حرّان وپنبهء آن وترازويش .
اندازهها : مدّ ، مكوك ، قفيز ، كاره است . مكوك پانزده رطل ، مدّ يك چهارم مكوك ، كاره * دويست وچهل رطل ، قفيز يك چهارم آن ، مكوك يك چهارم قفيز است . رطل ايشان بغدادي است . فرق بغدادي نزد ايشان سى وشش رطل است « 7 » .
زبان : لهجهء ايشان زيبا ودرستتر از لهجهء شام [ ولهجهء بغداد ] « 8 » است ، زيرا كه عرب هستند ، وزيباترين آنها لهجهء موصل است ، مردم اين سرزمين
هامش
( 1 ) متن : الفواكه المقددة .
( 2 ) شيرينى قتاب .
( 3 ) شايد جوجه را جمع بسته باشد .
( 4 ) متن : الشواريز . نسخه بدل : الشوازير .
( 5 ) متن : اللباء .
( 6 ) متن : في الزواريق القدر بخمس دوانيق خمسة امناء .
( 7 ) فرق [ فَ رَ ] پيمانهايست أهل مدينه را بقدر شانزده رطل يا سه صاع يا چهار أرباع ( منتهى الإرب - لغتنامه ) .
( 8 ) عرب نبودن مردم شام وبغداد در روزگار مؤلّف هنوز آشكار بوده است .