سبب نابود گرديد . هر گاه ايشان بر سر راه حاجيان بودند ، مذهبشان به خاور وباختر مىرسيد وشناخته مىگرديد .
اگر بگويد : مگر تو پيران وبزرگان دانش را نديدهاى كه بيشترشان از تك روى منع مىكنند وقرائت همگان را ترجيح مىدهند . پاسخ گويم : آرى ! ولى من آزمايش كردهام كه در سفرهايم چون با پيشوايان قرائت روبرو شده مىخواستم بر ايشان بخوانم وبياموزم ، هر گاه به قرائت معمولى مىخواندم مرا سبك گرفته به شاگردانشان پاس مىدادند وهر گاه به قرائتى ويژه مىخواندم بيشتر به من رو مىآورند .
آب : فراوان وبيشتر آن از دجله وفرات وخابور است « 1 » ، واين نهريست كه از چشمهها گرد آيد وبه فرات ريزد . سرچشمهء دجلهء عراق از زير كهف ظلمات « 2 » ( غار دنياي تاريكى ) است كه آب سبز بيرون آيد ، سپس نهرهائى تا زاب بدان مىپيوندد . در سرآغازش بيش از يك آسياب نمىچرخاند . نخستين نهر كه بدان مىريزد ذيب سپس رمس وسپس مسوليات * است . سپس از كاروخه وسربط وچشمهء تل فافان وسپس نهر رزب « 3 » وسپس زاب مىگذرد وبه عراق مىرسد . گويند فرات متبرك ودجله ملعون است .
بازرگانى : از موصل : حبوبات ، عسل ، نمكسود ، ذغال ، پيه ، پنير ، منّ ، سماق ، ناردانه ، قير ، آهن ، سطل ، چاقو ، فلاخن ، طريخ خوب « 4 » ، زنجير صادر كنند . از سنجار : مغز بادام ، ناردانه ، نى ، سماق .
هامش
( 1 ) براي نهرهاى ميان دجله وفرات ن . ك : أبو الفدا پ : آيتي ص 69 - 78 .
( 2 ) ن . ك : ص 205 پانوشت 3 .
( 3 ) شايد : رزم ص 198 : 1 .
( 4 ) شايد شاه ما هي .