جريب : شهر موز است ، مرفّهترين شهر اين ناحيت وبه نظر من بهترين آنها است .
حلى : شهري بندرى است ، آبادان ومرفّه وداراى همه گونه مرافق است .
سرّين : شهري كوچك وداراى دژ است . جامع آن نزديك دروازه مىباشد . يك كارگاه است . درگاه سروات بشمار مىرود .
سروات : مركز حبوبات وخرماى بد است وعسل فراوان دارد [ كه بيشتر به حجاز برده مىشود چه در مرز آنست ] نمىدانم اينها شهر هستند يا دية زيرا من به آنها در نيامدم .
صنعاء : قصبهء نجد يمن است ، سابقا از زبيد بزرگتر وآبادتر بوده ، نام از آن أو بوده است وامروز درمانده شده است ، ولى در آنجا پيرانى هستند كه من در همه يمن مانند ايشان در قيافه وخرد نديدهام .
شهري مرفّه ، پر ميوه ارزان است ، نان خوب وبازرگانى سودمند دارد .
بزرگتر از زبيد است ، از خوشى آب وهوايش مپرس كه شگفتانگيز است ، سازگار وبهبودى بخش است [ اكنون كه سبك شده باز هم خوش بنا وبازارش گشاده است . ساختمانهايش به كوفه ماند ، همه از آجر است .
شهر ارزانى وميوه ونان خوب است ، جامعي زيبا در يك سمت دارد ، با پيرانى پاكيزه ، در جهان به از آن هوا نديدم ] .
صعده « 1 » : از صنعا * كوچكتر وآبادان در جبال است . در آن ظرفهائى از پوست وفرشهاى زيبا وچرم نيكو مىسازند . شهر علويان واقطاع ايشانست .
هامش
( 1 ) أبو الفدا پ : 130 - 131 .